فولاد مبارکه با توسعه فروش اعتباری و تسهیل تأمین مواد اولیه، نقش مهمی در تأمین سرمایه در گردش صنایع پایین‌دست و تداوم فعالیت واحدهای تولیدی ایفا کرده و با پذیرش ریسک‌های مالی، به حفظ اشتغال و پایداری زنجیره تولید کشور کمک کرده است.

e6f79f55-fc99-4411-9c30-d2c99024506c.png

پایداری و بالندگی ساختار صنعتی هر کشور پیش از آنکه وابسته به ابزارها و تجهیزات فیزیکی باشد، در گرو سلامت، روانی و امنیت گردش سرمایه در امتداد تمامی حلقه‌های زنجیره ارزش است. تاریخ توسعه صنعتی جهان به‌روشنی اثبات کرده که هرگاه مناسبات میان صنایع بالادست و پایین‌دست به سطح یک رابطه خشک، روزمره و صرفاً معاملاتی تقلیل یابد، نخستین تکانه‌های اقتصادی قادر خواهند بود کل سازه تولید را با چالش‌های ساختاری مواجه سازند.

این حقیقت در شرایط ویژه اقتصاد ایران اهمیتی مضاعف و سرنوشت‌ساز پیدا می‌کند؛ اقتصادی که دهه‌هاست در کانون تندبادهای تحریم، ناترازی‌های ساختاری، محدودیت‌های بین‌المللی و فشارهای سهمگین ناشی از نبرد اقتصادی و تلاطم‌های بحران‌زا و ژئوپلیتیک قرار داشته است. در چنین جغرافیای پرتلاطمی، بنگاه‌های مادر و پیشران نمی‌توانند و نباید رسالت خود را صرفاً در ترازنامه‌های مالی محدود و محصور کنند؛ بلکه وظیفه تاریخی آن‌ها حکم می‌کند که در نقش لنگرگاه ثبات ملی، تنظیم‌کننده تعادل زنجیره و سنگرگاه مقاومت تولید قد علم کنند.

فولاد مبارکه در طول سالیان پرفرازونشیب گذشته، با درک عمیق از این مسئولیت ملی و با پیاده‌سازی راهبردهای نوآورانه به‌ویژه در عرصه مهندسی مالی و توسعه فروش اعتباری، نه تنها نبض تولید خود را حفظ کرد، بلکه مانع از فروریختن بنیان‌های صنعتی کشور و به‌ویژه کارخانجات وابسته به صنایع تبدیلی و پایین‌دستی شد.

کالبدشکافی وضعیت صنایع تکمیلی و پایین‌دستی—به‌ویژه تولیدکنندگان لوله، پروفیل، سازه‌های فلزی، قطعه‌سازان خودرو و صنایع وابسته به ورق‌های فولادی—نشان می‌دهد که این گروه از بنگاه‌ها به سبب ماهیت ذاتی فرآیندهای تولیدی‌شان، به‌شدت در برابر تکانه‌های پولی آسیب‌پذیرند. برای یک واحد صنعتی فعال در حوزه شکل‌دهی و تبدیل ورق، آغاز چرخه عملیاتی نیازمند تخصیص نقدینگی هنگفتی جهت خرید ماده اولیه است؛ حجم عظیمی از سرمایه که باید در قالب صدها و هزاران تن کلاف گرم خریداری شود، از مسیرهای ریلی و جاده‌ای ترخیص گردد، در خطوط برش و نورد به محصول نهایی تبدیل شود و سپس در بازارهای داخلی، انبارها یا پروژه‌های عمرانی طولانی‌مدت به چرخش درآید تا در نهایت، ماه‌ها بعد وجه حاصل از فروش به صندوق کارخانه بازگردد. زمانی که سایه سنگین جنگ نظامی و اقتصادی، سیاست‌های انقباضی پولی، انسداد خطوط تسهیلات بانکی، افزایش نرخ بهره و تله‌های کسری نقدینگی بر پیکره اقتصاد سنگینی می‌کند، پافشاری بر شیوه‌های مرسوم خرید نقدی می‌توانست همانند سمی مهلک عمل کند. در چنین بستری، اگر بنگاه مادر صرفاً منافع آنی خود را در قالب «تسویه نقدی پیش از تحویل» جستجو می‌کرد، نتیجه‌ای جز انجماد کامل سرمایه صنایع تکمیلی، توقف زنجیره‌ای خطوط تولید در سراسر کشور، انباشت بدهی و در نهایت اخراج‌های گسترده کارگری بر جای نمی‌ماند.

درست در همین نقطه عطف تاریخی بود که فولاد مبارکه با بازتعریف نقش خود و فراتر رفتن از استانداردهای تجاری معمول، نقشی بی‌بدیل را به عنوان «بانک توسعه‌ای و حامی سرمایه در گردش صنعت» بر عهده گرفت. با بهره‌گیری هوشمندانه از بسترهای شفاف بورس کالای ایران و ابزارهای متنوع اعتباری—نظیر اعتبارات اسنادی داخلی (LC)، انتشار و پذیرش اوراق گام و پذیرش ضمانت‌نامه‌های بانکی معتبر—این امکان برای تولیدکنندگان پایین‌دستی فراهم آمد که بدون نیاز به قفل کردن میلیاردها تومان نقدینگی حیاتی خود، مواد اولیه موردنیاز خطوطشان را تأمین کرده و هزینه آن را پس از تبدیل به محصول و فروش به بازار بازگردانند. این سازوکار اعتباری نه تنها تزریق مستقیم اکسیژن به ریه‌های به شماره افتاده صدها کارخانه کوچک و متوسط بود، بلکه رانت تاریخی حاصل از دسترسی به نقدینگی را نیز ریشه‌کن ساخت. پیش از استقرار فراگیر این رویکرد، دلالان، واسطه‌های مالی و بنگاه‌های برخوردار از ثروت‌های بادآورده تنها کسانی بودند که توان خرید سبدهای کلان نقدی را داشتند و سپس با مکیدن رمق کارگاه‌های واقعی، مواد اولیه را با حاشیه‌های سود گزاف بازفروش می‌کردند؛ اما فولاد مبارکه با اعطای این تسهیلات اعتباری، قدرت را مستقیماً به کف کارگاه‌ها و به دست کارآفرینانی بازگرداند که سرمایه اصلی‌شان، کوره‌های روشن، خطوط در حال چرخش و تعهد به سفره کارگرانشان بود.

از خودگذشتگی فولاد مبارکه برای کمک به حفظ اشتغال صنایع کوچک

ارزش و عظمت این نقش‌آفرینی زمانی دوچندان نمایان می‌شود که ابعاد نبرد اقتصادی، بحران‌ها و خسارات تحمیلی به خود صنعت فولاد در بوته تحلیل قرار گیرد. حقیقتِ کمترگفته‌شده آن است که فولاد مبارکه در تمامی این دوران، خود در خط مقدم آتش‌بار بحران‌ها ایستاده بود. این غول صنعتی کشور نه تنها از ترکش‌های جنگ نظامی، اقتصادی و تحریم‌های سنگین ارزی و تجهیزاتی مصون نماند، بلکه با آسیب‌ها، تنگناها و هزینه‌های سهمگین حاصل از شرایط جنگی و ناترازی‌های حاد زیرساختی—از قطعی‌های گسترده برق در تابستان تا محدودیت‌های گاز در زمستان و جهش‌های تورمی هزینه نگهداری و تعمیرات—دست‌وپنجه نرم می‌کرد. یک بنگاه محافظه‌کار در چنین شرایطی، معمولاً سریع‌ترین راه نجات را در انقباض عملیاتی، محدود کردن فروش‌های مدت‌دار، مطالبه نقدینگی بی‌قیدوشرط از خریداران و انتقال کامل بار تورم و ریسک به مشتریان پایین‌دستی می‌بیند. اما تراز فولاد مبارکه، تراز مسئولیت‌پذیری ملی است. مدیران و بدنه کارشناسی این مجموعه با وجود آنکه خود آسیب‌های مستقیم و سنگینی را در میدان جنگ اقتصادی متحمل شدند، حاضر نشدند حتی ذره‌ای از این فشار را به پیکره نحیف صنایع پایین‌دست منتقل کنند. فولاد مبارکه سینه خود را سپر کرد، با پذیرش حجم عظیمی از ریسک‌های اعتباری و وصول معوقات، نقدینگی را برای شرکای پایین‌دستی‌اش فراهم ساخت و با ایستادگی در میان تلاطم‌ها، اجازه نداد امواج سهمگین بحران، تولید ملی را به زانو درآورد.

ثمره ملموس این تاب‌آوری کم‌نظیر، کنترل هوشمندانه و مهار التهابات ویرانگر در بازار فولاد بود. در اوج دوره‌هایی که هیجانات روانی، فضاسازی‌های رسانه‌ای و تلاطم‌های ارزی ناشی از تنش‌های نظامی و سیاسی می‌توانست نرخ کلاف گرم و در پی آن بهای لوله، قوطی، پروفیل و لوازم ساختمانی را به ارقام نجومی برساند، استمرار عرضه‌های برنامه‌ریزی‌شده و تسهیل خرید از طریق ابزارهای اعتباری فولاد مبارکه، به مثابه سرعت‌گیری کارآمد عمل کرد. هنگامی که کارخانجات تولیدکننده لوله و پروفیل مطمئن بودند که بدون فشار مضاعف نقدینگی می‌توانند از بستر بورس کالا ورق مورد نیاز خود را به صورت اعتباری خریداری کنند، انگیزه احتکار، خرید هیجانی در بازار آزاد و دپوی مواد خام فروکش کرد. این مهار تورمی درون‌زنجیره‌ای، نه‌تنها ثبات قیمتی را در صنایع وابسته و پروژه‌های حیاتی عمران و آبرسانی کشور تضمین کرد، بلکه از رشد سرسام‌آور بهای تمام‌شده مسکن و کالاهای نهایی ساختمانی که مستقیماً معیشت جامعه را متأثر می‌سازد، پیشگیری نمود.

تدابیر استراتژیک فولاد مبارکه برای دفاع از اقتصاد کشور در شرایط جنگی

در ورای شاخص‌های پیچیده مالی و نمودارهای اقتصادی، والاترین بعد این تدبیر استراتژیک در عرصه اجتماع و امنیت ملی متجلی شد: «حفظ اشتغال و دفاع از شرافت جامعه کارگری». کارخانجات صنایع تبدیلی و مقاطع فولادی در شهرها و شهرک‌های صنعتی سراسر کشور، مأمن امرار معاش صدها هزار کارگر پرتلاش و متعهد هستند. تعطیلی هر کوره و خاموشی هر خط تولید، می‌توانست به فاجعه‌ای انسانی، گسترش فقر و آسیب‌های حاد اجتماعی منجر شود؛ هدفی که همواره دشمنان و بدخواهان این سرزمین در پی آن بوده‌اند تا از طریق فرسایش اقتصادی، امید را در دل اقشار مولد بخشکانند. فولاد مبارکه با گره‌زدن زنجیره اعتباری خود به تداوم تولید این کارخانجات، عملاً مانع از فروپاشی این سنگرهای اشتغال شد. امروز اگر چرخ صدها کارخانه لوله و پروفیل می‌چرخد و لبخند رضایت بر لبان کارگران این مرزوبوم جاری است، مرهون تصمیمی است که در میانه باران خسارات و جنگ تحمیلی نظامی و اقتصادی اتخاذ شد؛ تصمیمی شجاعانه که اثبات کرد فولاد مبارکه منافع بلندمدت ملت را بر سودآوری زودگذر نقدی ترجیح داده است.

علاوه بر پایداری داخلی، این سیاست اعتباری بسترساز تحولی عمیق در موازنه تجاری و صادرات غیرنفتی ایران شد. رهایی صنایع پایین‌دستی از گرداب نقدینگی روزمره به کارآفرینان این حوزه امکان داد که توان مالی و ذهنی خود را صرف توسعه فناوری، بهبود استانداردهای بین‌المللی، ارتقای دقت ماشین‌آلات و بازاریابی در کشورهای منطقه نمایند. ورق گرمی که با تمهیدات اعتباری فولاد مبارکه در اختیار این بنگاه‌ها قرار گرفت، در قالب لوله‌های انتقال نفت و گاز، مقاطع دقیق صنعتی، سازه‌های مهندسی و انواع پروفیل‌های صادراتی به بازارهای منطقه‌ای صادر شد و ارزآوری سرشاری را برای ایران به ارمغان آورد. این فرآیند، تجسم عینی عبور از اقتصاد خام‌فروشی به سوی اقتصاد دانش‌بنیان، ارزش‌افزا و تولیدمحور است؛ چرخه‌ای که از استخراج سنگ‌آهن و پیوند لجستیکی میان فولادسازان آغاز می‌شود، در خطوط فولاد مبارکه تجمیع می‌گردد و در نهایت در دستان کارگران صنایع پایین‌دست به کالای نهایی پرارزش بدل می‌گردد.

آنچه تاریخ معاصر صنعت کشور در آیینه عملکرد فولاد مبارکه به نظاره نشسته، نمایی باشکوه از حکمرانی خردمندانه، ایثارگری صنعتی و تعهد بی‌قیدوشرط به منافع بنیادین ایران است. در زمانه‌ای که امواج تلاطم، تحریم و تهدید، موجودیت اقتصاد صنعتی را به چالش کشیده بود، فولاد مبارکه نه تنها زخم‌های خود را تاب آورد و سنگر خویش را ترک نکرد، بلکه به پناهگاه و ستون اتکای صدها کارخانه کوچک و متوسط بدل شد. اعطای اعتبارات، پذیرش ریسک‌های مالی، صیانت از اشتغال ده‌ها هزار خانواده و فرونشاندن آتش التهاب بازار در سخت‌ترین روزهای تاریخ، کارنامه‌ای درخشان است که حقیقتِ انکارناپذیر آن در غبار ادعاهای مقطعی گم نخواهد شد؛ روایتی از پیوند ناگسستنی بالادست و پایین‌دست که تا همیشه به عنوان نماد ایستادگی، عزت و پیروزی تدبیر بر تلاطم در دفتر افتخارات صنعت ایران خواهد درخشید.

کد خبر 1066776

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار اخبار کسب و کار

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha